عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

575

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

پس از پانصد و اند سال ركن دولت شرع او عامر ، و شاخ ناضر ، و عود مثمر ، شرف مستعلى ، و حكم مستولى ! درين گيتى نواى وى ، در آن گيتى آواى وى ! در هر دل از وى چراغى ، بر هر زبان از وى داغى ، در هر دل از وى نوايى ، در هر سر از وى آوايى ، در هر جان او را جايى ! از تو پندارى ترا لطف خدايى نيست ، هست * بر سر خوبان عالم پادشاهى نيست ، هست ور چنين دانى كه جان نيك مردان را بعشق * با جمال خاك پايت آشنايى نيست ، هست ور برانديشى كه چون بردارى از رخ زلف را * از تو قنديل فلك را روشنايى نيست ، هست وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ الآية - قول ابن عباس ( رض ) آنست كه اين آيت در شأن ثوبان آمد كه از محبّت رسول خدا ( ص ) نزار و ضعيف گشته بود ، پشت خم گشته ، و روى زرد شده . رسول خدا ( ص ) روزى مر او را گفت : اى ثوبان ! ترا چه ميبود ، مگر در شب بيدار باشى ، كه زرد روى گشته‌اى ؟ گفت : يا رسول اللَّه ! بعضى و بعضى ، چنان كه دانى . گفت : اى ثوبان مگر رنج بسيار بر خود مينهى از انواع رياضات ، كه چنين ضعيف گشته‌اى ، و پشتت دو تا شده ؟ ! ثوبان گفت : آرى يا رسول اللَّه ! ميبود هر چيزى . رسول ( ص ) گفت : اى ثوبان ! مگر آرزومند ميباشى ؟ هر دو چشم ثوبان پر آب گشت ، چون حديث آرزومندى شنيد . چندم پرسى مرا چرا رنجانى * حقّا كه تو حال من زمن به دانى ! يا رسول اللَّه ! ندانم كه شب چون گذرد ! تا يك بار كه روز گردد ، و من ترا ببينم .